سبک های ادبی

سبک های ادبی

ادامه نوشته

یعنی میشه؟

یعنی میشه؟


آدم شکمو: یعنی میشه اونقدر غذا داشته باشم که هرچی بخورم بازهم تموم نشه

معلم: یعنی میشه تموم دانش آموزام زبر و زنگ باشند که من مجبور نشم یه درس رو دوبار تکرار کنم

عاشق: یعنی میشه کسی که دوستش دارم خودش بیاد التماس کنه که تو رو خدا بیا منو بگیر منم براش ناز کنم

مغازه دار: یعنی میشه یه روز بیام مغازه ببینم جلوی مغازه ام صف کشیدن و مشتریها منتظر من هستند

رمان نویس: یعنی میشه یه کتاب بنویسم هنوز چاپ نشده نایاب بشه حتی گیر خودم نیاد

پلیس: یعنی میشه یه روز بیاد کسی خلاف نکنه منم مجبور بشم خودم خلاف کنم

دوشیزه سن بالا: یعنی میشه یه روز بیاد اینقدر خواستگار داشته باشم که برای انتخاب اونا گیج بشم

خواستگار: یعنی میشه یه دختر خوشگل با سواد پیدا بشه که خونه و ماشین و طلا از من نخواد

کدخدا: یعنی میشه جمعیت دهکده اینقدر زیاد بشه که مجبور بشیم به جای دهکده دوستی بگیم قاره دوستی

طنز نویس دهکده: یعنی میشه یک روز کل دهکده به نوشته های طنزم نظر بدن